شمس الدين محمد بن محمود آملي
102
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
علماء پيوسته معهود بود . و حينئذ شايد كه گوئيم در زنگوله تسميه بهر دو وجه واقع شده يعنى شايد كه زنگوله را هم زنگوله خوانند و هم مركب از غزال و راست و اصفهان را هم اصفهان و هم مركب از اصفهان و راست و پردههاى مشهور دوازدهاند بنابر آنكه مواليد كه از امتزاجات عناصر در عالم كون و فساد حاصل مىشوند سهاند و عناصر چهار و مضروب 4 در 3 دوازده باشد و نامهاى ايشان اينست : عشاق . نوا . بوسليك . راست . عراق اصفهان . كوچك . زير افكنده بزرك . زنگوله هاوى حسينى . حجاز . « 1 » و بعضى گويند اصل پردههائى كه فيثاغورس بيرون آورده هفتاند : اول - نوروز . دوم بوسليك و شهرت اين پرده بدين نام بواسطهء آنكه و او را غلامى بود بوسيلك نام از براى او پيوسته در اين پرده بتركى سرود گفتى . سوم - راست و او را از اينجهت راست خوانند كه بيشتر اصوات بدين پرده راست آيد . چهارم عراق كه بعراق پدر امير ابو نصر منسوبست . پنجم - عشاق . ششم - زير افكند . هفتم - رهاوى و رها قصبه است از قصبههاى جزيره روم . گويند شبى از آنجا مهمانى خوبصورت بهمرسيده بود فيثاغورس همه شب بمشاهده او بيدار بود و اين پرده ترتيب مىداد و چون روز شد تمام كرده بود و اين پردهها را در نفوس تاثيرهاى مختلف است . چه بعضى موجب بسطى تمام بود و بدينوجه سبب شجاعت گردد مانند عشاق و بوسليك و نوا از اينست كه اينها را با طبع تركان و اهل حبشه و زنج و سكان جبال مناسب بيشتر بود و بمضى موجب بسطى معتدل و بدينوجه سبب لذتى لطيف گردد مانند راست و نوروز و عراق و اصفهان و بنابراين مناسب طبع ارباب امزجه معتدل بود چون سكان اقاليم ثالث و رابع خصوصا اهل وسط
--> ( 1 ) عشاق ترا قد حسينى است چو راست * در پرده بوسلى رهاوى و نواست چون گشت بزرگ در صفاهان و عراق * زنگوله حجاز و كوچك اندر بر ماست